Monday, July 24, 2006
ابزار فروشي بندر
بورس تهيه و توزيع ابزارالات صنعتي و ساختماني و غيره
آدرس
شعبه يك-كنگان - بلوار شهدا- روبروي كيوسك راهنمائي و رانندگي-به مديريت علي زاهدزاده
شعبه دو - عسلويه - روبروي كمپ پيدكو-جنب بازرگاني هوشمندي - به مديريت منصور و حسين باقري
Wednesday, June 21, 2006
Tuesday, June 20, 2006
Monday, June 19, 2006
NARMANJELES
بنام خدا
به وبلاگ نرمانجس خوش آمديد
Sunday, June 18, 2006
Thursday, May 25, 2006

جوك
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند .
باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟
مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند .
باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟
ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام
اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا
اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
---------------------------------
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم
باغ وحش با گوريل عکس انداختيم
---------------------------------
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با
آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
---------------------------------------
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟
صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
-------------------------------------
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه
همه تو ايران با من لجن
-------------------------------
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش
قرص بروفن انداخت!!
-----------------------------------
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم
--------------------------------
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه : آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .تلفنچي مي گه : نهمرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
-------------------------------------
-ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره
------------------------------------- به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه
---------------------------------------
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو
----------------------------------
يک رو. به ۱ نفر ميگن با شيشه جمله بسازميگه ساعت شيشه
-------------------------------
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
------------------------------------
از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟اولي: نيمه اول سالدومي: نيمه دوم سالسومي: در وقت اضافه
-------------------------------------
يك روز به يك جواني مي گويند :آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم
----------------------------------------
فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن فيله ميميره مورچه هه ميگه: بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم
-----------------------------------------
دو نفر بهم ميرسند. اولي: از علي چه خبر؟- علي مرد.- چه جوري؟ - تريلي رفت رو انگشتش.- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود
-------------------------------------------
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه
سيگارفروشي و ميگه- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم
------------------------------------------
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم
---------------------------------
- آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز
بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن
روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟
---------------------------------------
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون
--------------------------------------
آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟- در مقابل مادرزنم
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند .
باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟
مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند .
باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟
ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام
اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا
اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
---------------------------------
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم
باغ وحش با گوريل عکس انداختيم
---------------------------------
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با
آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
---------------------------------------
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟
صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
-------------------------------------
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه
همه تو ايران با من لجن
-------------------------------
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش
قرص بروفن انداخت!!
-----------------------------------
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم
--------------------------------
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه : آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .تلفنچي مي گه : نهمرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
-------------------------------------
-ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره
------------------------------------- به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه
---------------------------------------
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو
----------------------------------
يک رو. به ۱ نفر ميگن با شيشه جمله بسازميگه ساعت شيشه
-------------------------------
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
------------------------------------
از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟اولي: نيمه اول سالدومي: نيمه دوم سالسومي: در وقت اضافه
-------------------------------------
يك روز به يك جواني مي گويند :آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم
----------------------------------------
فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن فيله ميميره مورچه هه ميگه: بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم
-----------------------------------------
دو نفر بهم ميرسند. اولي: از علي چه خبر؟- علي مرد.- چه جوري؟ - تريلي رفت رو انگشتش.- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود
-------------------------------------------
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه
سيگارفروشي و ميگه- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم
------------------------------------------
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم
---------------------------------
- آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز
بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن
روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟
---------------------------------------
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون
--------------------------------------
آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟- در مقابل مادرزنم
Wednesday, May 24, 2006


































